همه درست می گویند. البته نه همیشه!

13

همه درست می گویند. البته نه همیشه!

5 مهرماه

 

درود و روز به خیر خدمت خوانندگان خوب مجموعه خدمات امور مالی G2O

امیدواریم تا الان هفته ی خوبی را گذرانده باشید. اخیرا داشتیم به این موضوع فکر می کردیم که اگر بخواهیم خلاصه اش کنیم، ما حصل آن، این عبارت خواهد بود :” همه درست می گویند. البته نه همیشه.”

این مساله مشخصا به بخش بزرگی از مباحث عقلانی و منطقی مرتبط با تکنولوژی و نقش آن در قالب های مختلف می پردازد و این دقیقا همان جایی است که دقت کافی و نکته سنجی لازم وجود ندارد. اگر بخواهیم توییت بزنیم، تنها 280 کاراکتر مجازبرای نوشتن داریم. اگر هم بخواهیم که بلاگ در وب سایتی بنویسیم، تنها می توانیم برای دو الی سه دقیقه توجه مخاطب را جلب کنیم. یعنی به عبارت دیگر، غیر ممکن است که حق مطلب به بهترین شکل ادا شود.

رسانه های جمعی چندملیتی نیز شانس بیشتری نسبت به ما ندارند. توجه ها از تحلیل های دقیق و عمقی و ژورنالیسم تاثیر گذار به رسانه های زرد و متون اگیزشی مانند پر سر و صدا معطوف گشته و دلیلش هم این است که این نوع مطالب توانایی گرد و خاک به پا کردن، ولو کوتاه مدت را دارند.

خبر خوب این است که دشواری های تولید و انتشار محتوا در فضای مجازی کم شده و هر کسی که دسترسی به اینترنت داشته باشد می تواند تولید محتوا کند. هیچ منعی نسبت به این مساله وجود ندارد. هیچ معیاری برای صحت سنجی یا تعیین عیار مطلب تولید شده لازم نیست. اگر قصد خلق چیزی تازه دارید، می توانید این کار را به طرق مختلف و در قالب های مختلف و در شبکه های گوناگون انجام دهید. به قول معروف هیچ آدابی و ترتیبی مجو هر چه میخواهد دل تنگت بگو!

با کم شدن این دشواری ها، با دنیایی رو به رو می شویم که لبریز از ایده های تازه، نظرات مختلف و پیش بینی های بیشتر نسبت به وقایع مختلف است. رشد اطلاعات شتاب گرفته و این اصلا شبیه چیزی نیست که در گذشته مشاهده کردیم.

اما این جریان ما را به سمت و سوی عجیب تری نسبت به اینجا می کشد. اگر صحت سنجی از بین برود، آن وقت همه درست می گویند. البته نه همیشه. منظورمان از این حرف چیست؟ این مثال ساده از تکنولوژی فعلی را در نظر بگیرید: ” بیت کوین و کریپتو، آینده ی ما هستند!” چگونه می توان درست یا غلط بودن این مطلب را تشخیص داد؟ شاید باید علامت های از پیش شناسایی شده را مد نظر قرار داد؟؟ البته که نه. اینترنت اینطوری کار نمی کند.

برای شخص منفی باف و یا آدم مثبت اندیش، این قضیه در هر موقعیتی صدق می کند. بیاید جبهه ی ضد بیت کوین را در نظر بگیریم. آن ها همیشه در حال پاره کردن حنجره ی خود هستند که بگویند کسی از بیت کوین استفاده نمی کند. با تمام این ها، بیش از 100 میلیون نفر از سرتاسر دنیا حجمی به مبلغ بیش از یک تریلیون دلار بیت کوین را در اختیار دارند و باز هم با این همه دهان منتقدان مثل دروازه همیشه باز است.

آیا این منتقدان اشتباه می کنند؟ خوب، راستش بستگی به شما دارد که چطور این انتقادات و صحت آن را ارزیابی کنید. آیا بالای 90 درصد جمعیت آمریکا از بیت کوین برای انجام خرید های خود استفاده می کنند؟ البته که نه. اما آیا این روش اندازه گیری صحیح است؟ معلوم است که باز هم نه. اما این چیز ها از جنبه ی عمومی اهمیت چندانی ندارند.

دنیای آنلاینی که سریع شکل گرفته، توجه شما را مختل می کند، با لینک های تقلبی شکارتان می کند، عامل ترشح دوپامین است، و ذاتا پر سر و صداست، صرفا به دنبال محتوایی است که به خیال خودش الگوریتم اینترنت آن را پر اهمیت تلقی می کند. دیگر ظرافت و ریزه کاری وجود ندارد. و معنایش این می شود که همه درست می گویند، البته نه همیشه. هر کسی می تواند نتیجه گیری های قبلی اش را با شکل و شمایلی تازه به نمایش دربیاورد و در دلش عروسی شود که او هم موفق شده. حتی می توان پا را فراتر از این هم گذاشت و ادعایی که غلط بود و سابقا مطرح شده بود را دوباره پیش کشید و و با ادعاهای تازه کاری کرد که فکر کنیم این ادعا اصلا از اول غلط نبوده. چرا؟ چون دلم خواست.

دلیل این که فکرمان مشغول این مساله شد این است که به نظر می رسد گفت و گو های مردم درباره ی بیت کوین، رمز ارز، قوانین، سیستم مالی و سایر مسائل مرتبط در حال از دست دادن قاعده ی خود است . دیگر محور مشخصی ندارد. در مسابقه ای قرار گرفته ایم که چه کسی در اینترنت از بقیه معروف تر است. ما دچار سرگیجه شده ایم و کنترل خودمان را از دست داده ایم، و دیگر کسی به تشویق دیگران برای خلاقیت و پیشرفت، و از دورخارج کردن بازیکنان بدنام و کلاهبرداراین عرصه اهمیتی نمی دهد.

در آخر، جوش و خروش همه ی این ها می خوابد. بیاید اجازه دهیم که بازیکنان خوب بازار، تکنولوژی جدیدی که انسان را به سوی پیشرفت و سطوح بالاتر سوق می دهد خلق کنند. بیایید تمام تلاش خود را کنیم تا آدمهای بد و ناشایست نتوانند کارهای احمقانه و بی مورد انجام دهند. برای انجام این بازی ها دقت و تمرکز زیادی لازم است. آدم خوب کیست؟ آدم بد کیست؟ کدام یکی از این فعالیت ها واقعا خوب، و کدام یکی واقعا بد است؟

من هم مثل بقیه جوابی برای این سوالات ندارم. ولی مهم است که یادمان باشد که فضای رقابتی در اینترنت حالتی را ایجاد کرده که در آن همه درست می گویند، البته نه همیشه. جایی که همه درست بگویند، هیچ کس اشتباه نمی کند، و تا زمانی که مردم نپذیرند که اشتباه می کنند، همه درجا خواهند زد و هیچ کس پیشرفت نخواهد کرد.

امیدوارم همه بتوانیم به تمرکز اصلی خود که بر هدف های واقعی متمرکز شده اند برگردیم. مهم نیست اگر کارآفرین، سرمایه گذار، سیاستمدارو قانونگذار هستید، و یا در بخش صنعتی مشغول به کار هستید. بگذارید به دنبال راه حل باشیم، بدون توجه به این که چه کسی آن را ارائه می دهد!

برای همگی آرزوی موفقیت و روزهای خوب داریم. تا درودی دیگر، بدرود.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.