واگرایی در تحلیل تکنیکال چیست و بررسی انواع آن

17

مفهوم واگرایی در تحلیل تکنیکال جزء اساسی‌ترین و مهم‌ترین موضوعات رایج در این حوزه بشمار می‌رود. درواقع وقتی‌که پای اندیکاتورها به میان می‌آید، به‌نوعی می‌توان گفت که مفهوم واگرایی نیز با آن پیوند خورده است. اساساً واگرایی اندیکاتورها از آن دست مفاهیمی است که حتماً بایستی موردتوجه تحلیلگران و تریدرها قرار بگیرد؛ چراکه در صورت عدم توجه، این احتمال وجود دارد تا این افراد در تحلیل خود اشتباه کرده و متحمل ضرر شود.

به‌صورت کلی واگرایی شرایطی است که احتمال وقوع یک اتفاق را پیش‌بینی می‌کند و نکته حائز اهمیت دراین‌بین این است که هم نمی‌توان واگرایی را نادیده گرفت و هم نمی‌توان همواره در تحلیل‌ها به آن تکیه کرد. در حقیقت زمان‌هایی است که در نمودار شاهد واگرایی‌های بسیاری هستیم، ولی خبری از بازگشت قیمت نیست. ازاین‌رو و در جهت درک صحیح این مفهوم و کاربردها و انواع آن، در این مطلب قصد داریم تا به‌طور کامل به واگرایی در تحلیل تکنیکال بازارهای مالی بپردازیم.

مفهوم واگرایی (Divergence)  به چه معنا است؟

اساساً اندیکاتورها ابزارهایی هستند که نوسانات واقعی قیمت‌ها را طبق فاکتورهایی مثل حجم معاملات، جریان‌های نقدی پول و همچنین قیمت‌ها به‌دست می‌آورند. درواقع این ابزار اطلاعاتی را درباره سهم یا دارایی مدنظر در اختیار تحلیلگر یا تریدر قرار می‌دهد و آن فرد با تکیه‌بر این اطلاعات تحلیل خود را انجام می‌دهد. به‌طور کلی واگرایی در تحلیل تکنیکال  اصطلاحی است که در زمان بروز رفتاری متناقض از یک اندیکاتور و نمودار قیمتی مورداستفاده قرار می‌گیرد.

برای کسب اطلاعات بیشتر میتوانید مقاله بررسی جامع الگوهای قیمتی در تحلیل تکنیکال را مطالعه نمائید.

به‌طور کلی واگرایی زمانی اتفاق می‌افتد که قیمت سهام یا دارایی و اندیکاتورها و اسیلتورها در جهت‌هایی گوناگون حرکت کنند. در حقیقت اختلاف بین نمودار قیمتی و اندیکاتورها به‌منزله ضعیف شدن روند سهم یا دارایی خواهد بود. از طرفی این امکان نیز وجود دارد که تغییر روند احتمالی را نیز در چنین شرایطی شاهد باشیم و درنتیجه، اگر تحلیل‌گر یا تریدر از این موضوع اطلاع داشته باشد، قادر خواهد بود تا از این فرصت استفاده کرده و تصمیم صحیح در مورد خرید یا فروش سهم یا دارایی خود بگیرد.

[us_separator][us_image image=”11643″ size=”us_750_430_crop” align=”center”][us_separator]

در تصویر بالا و در بخش بالایی تصویر، نمودار قیمتی و در بخش پایینی تصویر، منحنی اندیکاتور RSI مربوطه را مشاهده خواهید کرد. همان‌گونه که در تصویر مشخص است، در قسمتی از نمودار قیمتی، شاهد ۲ کف یا دره را هستیم ولی نقاط متناظر با آن در نمودار اندیکاتور، متناقض است، به‌صورتی که نقطه B بالاتر از نقطه A قرار دارد. درواقع به چنین رفتار متناقضی از نمودار قیمتی و اندیکاتورها،  واگرایی گفته می‌شود.

تفاوت بین ۲ مفهوم واگرایی و تائید در تحلیل تکنیکال

به‌طور کلی واگرایی در تحلیل تکنیکال وقتی اتفاق می‌افتد که قیمت و اندیکاتور 2 مفهوم مختلف را به تریدر یا تحلیلگر نشان دهند و این در حالی است که تائید (Confirmation) زمانی رخ می‌دهد که قیمت و اندیکاتور یا اندیکاتورها، به تریدر یا تحلیلگر سیگنالی مشخص دهند. درواقع درحالت ایده آل، تریدرها جهت ورود به معامله‌ها و همچنین در زمان معامله به تائید احتیاج خواهند داشت و در صورت صعودی بودن قیمت، تمایل خواهند داشت تا از اندیکاتورهای خود این سیگنال را دریافت کنند که قیمت به روند خود ادامه خواهد داد.

مقاله صفر تا صد تحلیل تکنیکال با اندیکاتور مووینگ اوریج را از دست ندهید.

انواع واگرایی‌ها در تحلیل تکنیکال

اساساً اغلب افرادی که با بازارهای مالی و سرمایه‌گذاری آشنایی داشته و اقدام به تحلیل دارایی‌ها و سهام‌های گوناگون می‌کنند، بر این باور هستند که واگرایی در تحلیل تکنیکال به‌منزله تغییرات در بازار خواهد بود. به بیانی دیگر، واگرایی بخشی از روان‌شناسی بازار بوده و در شرایطی اتفاق می‌افتد که قیمت سهام یا دارایی تغییر روند داشته و عکس روند قبلی خود حرکت کند.

حال در چنین شرایطی و جهت این‌که بتوانیم واگرایی را به‌طور صحیح تشخیص دهیم، ضروری است تا با انواع آن آشنا شویم. در حقیقت شناخت انواع واگرایی‌ها، نخستین گام در تشخیص این مفهوم در تحلیل تکنیکال است. ازاین‌رو در ادامه قصد داریم تا به معرفی انواع واگرایی در تحلیل تکنیکال پرداخته و نمودار هر یک را نمایش دهیم.

[us_separator][us_image image=”11648″ size=”us_750_430_crop” align=”center”][us_separator]

واگرایی معمولی

واگرایی معمولی (RD) یکی از انواع واگرایی‌ها است که در انتهای روند رخ می‌دهد و تشخیص آن با مشاهده اختلاف درحرکت نمودار قیمت اندیکاتور تشخیص داده می‌شود. در حقیقت وقتی‌که تحلیل‌گر این واگرایی را تشخیص دهد، اطلاع پیدا می‌کند که احتمال بازگشت روند وجود دارد. از طرفی واگرایی معمولی نیز خود به ۲ دسته واگرایی مثبت و منفی تقسیم‌بندی می‌شود که در ادامه به معرفی این ۲ دسته‌بندی می‌پردازیم.

واگرایی معمولی مثبت   (RD+)

این واگرایی زمانی مشاهده می‌شود که قیمت دارایی یا سهم طبق روندی نزولی حرکت کند. از طرفی در انتهای چنین روندی است که می‌توان واگرایی معمولی مثبت را مشاهده کرد و در اصل در بین ۲ کف قیمتی است که رخ می‌دهد. حال در چنین شرایطی، کف دوم در نمودار قیمتی، در پایین‌تر از کف اول قرار دارد، ولی در نقاط متناظر در نمودار مربوط به اندیکاتور، کف دوم بالاتر از کف اول تشکیل می‌شود و این بدین معنی است که اندیکاتور رفتاری در تضاد با نمودار قیمتی از خود نشان می‌دهد.

علاوه بر این، با مشاهده این واگرایی می‌توان دریافت که قدرت فروشندگان و غلبه خریداران بر فروشندگان در حال تضعیف شدن است و این موضوع باعث خواهد شد تا تحلیل‌گران قادر باشند تا در زمان رسیدن نمودار به سطح حمایتی، رفتار آن را تشخیص دهند.

همچنین جهت تشخیص واگرایی معمولی مثبت، بایستی حتماً منتظر ماند تا کف قیمت سهم یا دارایی تشکیل‌شده و پس‌ازآن بایستی ۳ الی ۴ کندل بالاتر از آن تشکیل شود تا اطمینان حاصل کنیم که کف قیمتی تثبیت‌شده و در پایین کف قبلی قرار دارد. در حقیقت هرچه میزان شیب خطوط تشکیل‌شده در نمودار قیمتی و اندیکاتور بیشتر باشد، نشان از قدرت بیشتر در ریزش یا صعود قیمت خواهد بود. ضمناً در واگرایی معمولی مثبت، اگر شیب زیاد باشد نیز نشان‌دهنده قدرت روند صعودی بوده و بالعکس، اگر شب منفی باشد نیز نشان‌دهنده شدت ریزش قیمت است.

واگرایی معمولی منفی   (RD-)

اساساً واگرایی معمولی منفی در بخش انتهایی روندی صعودی ظاهر می‌شود و آن را می‌توان بین ۲ سقف قیمتی مشاهده کرد. درواقع وقتی‌که سقف دوم در بالای سقف اول قرار گیرد اما در اندیکاتور و در نقاط متناظر، سقف دوم در پایین سقف اول قرار داشته باشد، شاهد این واگرایی خواهیم بود. به بیانی دیگر، خطی که قله‌های قیمت یک سهم یا دارایی را به یکدیگر متصل می‌کند، بر روی نمودار قیمتی به شکل صعودی خواهد بود، ولی شاهد در نموداری نزولی برای اندیکاتور هستیم.

از طرفی وقتی‌که تحلیل‌گران، شاهد واگرایی معمولی منفی اندیکاتور در تحلیل تکنیکال هستند، این موضوع نشان از تضعیف قدرت خریداران خواهد بود و در چنین حالتی امکان غلبه فروشندگان بر خریداران وجود دارد. درنتیجه این موضوع می‌تواند باعث این شود تا در زمان رسیدن نمودار به سطح مقاومت، بتوان رفتار دارایی یا سهم را به‌طور صحیح تشخیص داد.

مطالعه مقاله منظور از حمایت و مقاومت در بورس چیست؟ را پیشنهاد میکنیم.

علاوه بر این موارد، در زمان تشخیص این واگرایی در تحلیل تکنیکال، ضروری است تا شاهد تشکیل یک قله باشیم و همچنین چند کندل نیز بعدازآن پدیدار شده باشند تا بتوان دریافت که بالاترین نقطه قیمت در کجا قرار دارد. در حقیقت در بسیاری از زمان‌ها شاهد این هستیم که قیمت دارایی یا سهام، روندی صعودی دارد اما هنوز قله‌ای تشکیل نشده است؛ این در حالی است که در اندیکاتور قله‌ای پایین‌تر از قله قبلی ایجادشده و در این شرایط این امکان وجود دارد تا واگرایی به‌صورت منفی تشخیص داده شود. ولی نمی‌توان این موضوع را به این شکل تلقی کرد و حتماً بایستی منتظر ماند تا بالاترین نقطه قیمتی در نمودار ثبت شود و پس‌ازآن حتماً بایستی چند کندل نیز تشکیل شوند تا بتوان واگرایی را تشخیص داد. درواقع چنین شرایطی نشان از پایان روند صعودی دارد و احتمالاً بعدازآن نیز شاهد ریزش قیمت خواهیم بود.

واگرایی مخفی

نوع دیگری از واگرایی در تحلیل تکنیکال، واگرایی مخفی است که در آن شاهد اختلاف نمودار قیمتی با اندیکاتور خواهیم بود. این واگرایی اساساً در پایان تحرکات اصلاحی روندها اتفاق می‌افتد و زمانی که ایجاد می‌شود، شاهد بازگشت قیمت و ادامه روند خواهیم بود. از طرفی خود این واگرایی نیز همچون واگرایی معمولی، به ۲ دسته مثبت و منفی تقسیم‌بندی می‌شود که در ادامه به بررسی هرکدام از آنها خواهیم پرداخت.

واگرایی مخفی مثبت   (HD+)

اساساً این واگرایی زمانی شکل می‌گیرد که دارایی یا سهم در بخش انتهایی روند اصلاحی خود و در کانالی صعودی قرار داشته باشد و در این حالت این واگرایی بین 2 کف ایجاد خواهد شد. در صورت وجود چنین شرایطی کف دوم در اندیکاتور پایین‌تر از کف اول ایجاد خواهد شد و در این حالت، در نمودار قیمتی نیز کف دوم در بالای کف اول قرار خواهد داشت.

از طرفی این شرایط را می‌توان به معنی ضعیف شدن قدرت فروش و غلبه خریداران بر فروشندگان قلمداد کرد و فرد تحلیل‌گر با آگاهی از این موضوع قادر خواهد بود تا متوجه میزان ریسک موجود شود. در حقیقت وقتی‌که نمودار در کانال صعودی به یک سطح حمایتی برخورد کند، تحلیل‌گر قادر است تا تشخیص دهد که آیا روند شکسته خواهد شد یا این موضوع فقط به معنی یک اصلاح بوده و معاملات کماکان در کانال صعودی به روند خود ادامه می‌دهند.

خواندن مقاله تکنیک ریسک فری چیست و چگونه باید از آن استفاده کرد؟ را به شما پیشنهاد میکنیم.

واگرایی مخفی منفی   (HD-)

این واگرایی نیز در بخش انتهایی روند اصلاحی سهم یا دارایی رخ خواهد داد، اما تفاوت آن با واگرایی مخفی منفی در این است که در کانالی نزولی ایجاد می‌شود. در حقیقت واگرایی مخفی منفی بین ۲ سقف ایجاد خواهد شد و در چنین حالتی سقف دوم در اندیکاتور در بالای سقف پیشین تشکیل خواهد شد، ولی نقاط متناظر در نمودار قیمتی عکس آن خواهد بود و این بدین معنی است که در نمودار قیمتی، سقف دوم در پایین سقف اول قرار خواهد داشت.

از طرفی این موضوع بیانگر کاهش قدرت خرید و همچنین غلبه فروشندگان بر خریداران خواهد بود و با مشاهده چنین شرایطی، فرد تحلیل‌گر متوجه می‌شود که در کانال نزولی، با نزدیک شدن نمودار به سطح مقاومت آیا روند شکسته خواهد شد یا این‌که این موضوع تنها یک اصلاح قیمتی است و قیمت کماکان به روند فعلی خود در کانال نزولی ادامه خواهد داد.

واگرایی زمانی

اساساً در بین انواع واگرایی در تحلیل تکنیکال، واگرایی زمانی در قیاس با دیگر انواع آن، کمتر موردتوجه قرار می‌گیرد. در بالا شاهد این بودیم که در واگرایی‌های معمولی و مخفی، تضادی بین قیمت و اندیکاتور وجود داشت، ولی در واگرایی زمانی، اختلاف موجود بین قیمت و زمان است. در حقیقت مشخص است که در این دسته از واگرایی‌ها، اندیکاتورها جایی ندارند و در صورت وجود چنین واگرایی، می‌توان دریافت که قیمت در روند اصلاحی خود به نسبت روند پیشین خود تضعیف شده است. از طرفی واگرایی زمانی نیز خود به ۲ دسته تقسیم‌بندی می‌شود که در ادامه به آن خواهیم پرداخت:

واگرایی زمانی معمولی   (RTD)

در این واگرایی، کندل‌هایی که در روند اصلاحی سهم به وجود می‌آیند، به نسبت روند پیشین خود یا بیشتر هستند یا حداقل مساوی هستند. از طرفی اگر فیبوناچی بازگشتی اصلاحی در بالای سطح ۱۰۰ درصد باشد، شاهد به وجود آمدن این واگرایی زمانی خواهیم بود و در این حالت نشانی از چرخش در بازار نخواهد بود و بدین ترتیب احتمال این‌که قیمت در روند پیشین خود حرکت کند، بسیار بالا خواهد بود.

واگرایی زمانی هوشمند  (STD)

این واگرایی وقتی رخ می‌دهد که کندل‌های تشکیل‌شده در اصلاح قیمت، در قیاس با کندل‌های روند پیشین، ازنظر تعداد کمتر باشند. نکته قابل‌توجه در مورد این کندل ها در این است که در آنها درصد اصلاح زمانی، بیشتر از درصد اصلاح قیمتی خواهد بود.

استفاده از واگرایی در تحلیل تکنیکال

کاربرد واگرایی در تعیین نقاطی است که احتمال بازگشت روند وجود دارد. تحلیلگر در پی یافتن واگرایی‌ها است تا بتواند سطوحی که روند قیمت ممکن است تغییر کند را پیدا کند. قبل از بیان کامل کاربرد واگرایی در تحلیل تکنیکال لازم است با مفهوم روند آشنا باشید.

روندها

همواره قیمت یک سهم یا دارایی همراه با نوسانات بسیاری است. در حقیقت روندها از نوسانات قیمت‌ها به وجود می‌آیند و جهت کلی این نوسانات است که سمت‌وسوی روند را مشخص می‌کند. ازاین‌رو حرکت کلی نوسانات به سمت بالا، پایین یا حرکت در جهت خنثی را جهت روند قیمت می‌نامیم که به ۳ دسته تقسیم‌شده و در تصاویر زیر می‌توانید انواع آنها را مشاهده کنید.

روند صعودی

[us_separator][us_image image=”11644″ size=”us_750_430_crop” align=”center”][us_separator]

روند نزولی

[us_separator][us_image image=”11645″ size=”us_750_430_crop” align=”center”][us_separator]

روند خنثی

[us_separator][us_image image=”11646″ size=”us_750_430_crop” align=”center”][us_separator]

اساساً به این خطوط، خطوط روند می‌گوییم و همچون تصاویر بالا، در روند صعودی، خطوط روند از به هم متصل کردن دره‌ها و همچنین در روند نزولی نیز از به هم متصل کردن قله‌ها به‌دست می‌آیند.

تشخیص نقاط بازگشت روند

به‌طور کلی با مشاهده واگرایی‌ها در روندی صعودی یا نزولی، می‌توانیم به نقاط بازگشت روندها پی ببریم، ولی همواره بایستی به این نکته توجه داشته باشیم که واگرایی دلیل تغییر روند نیست و نشانه‌ای از تغییر روند است. از طرفی مشاهده واگرایی تنها به‌منزله هشدار است و نه علتی جهت خرید یا فروش. همچنین این درست است که واگرایی نشانه‌ای جهت بازگشت روند است، اما نمی‌توان این موضوع را نیز قطعی دانست. در حقیقت اغلب تریدرهای نه‌چندان حرفه‌ای با مشاهده واگرایی، اقدام به خرید یا فروش می‌کنند که این موضوع اشتباه است.

محدودیت‌های پیش رو در استفاده از واگرایی

اساساً در تحلیل تکنیکال بازارهای مالی، تریدرها و تحلیلگران بایستی قبل از اقدام به معامله بر اساس واگرایی، از ترکیبی از اندیکاتورها و تکنیک‌های تحلیلی جهت تائید روند بازگشتی استفاده کنند. درواقع واگرایی در کلیه بازگشت روندها رخ نمی‌دهد و این یکی از محدودیت‌های آن است. از طرفی از دیگر محدودیت‌های واگرایی نیز می‌توانیم به این موضوع اشاره‌کنیم که در زمان ایجاد شدن واگرایی، به‌طور قطع نمی‌توان گفت که در همان لحظه واگرایی رخ می‌دهد. در حقیقت واگرایی ممکن است مدت‌زمانی به طول بینجامد و ازاین‌رو اقدام به معامله صرفاً بر اساس واگرایی، ممکن است منجر به ضرر تریدر باشد.

از کدام اندیکاتورها می‌توان در واگرایی استفاده کرد؟

از کلیه اندیکاتورهایی که در تحلیل تکنیکال بازارهای مالی مورداستفاده قرار می‌گیرند می‌توان جهت شناسایی واگرایی استفاده کرد، ولی تحلیل‌گران و تریدرهای حرفه‌ای، در راستای تشخیص واگرایی، اغلب سراغ ۲ اندیکاتور مکدی (MACD) و  RSIمی‌روند. از طرفی ازجمله دیگر اندیکاتورهایی که واگرایی در آنها اتفاق می‌افتد می‌توانیم به CCI، ROC،MFI  و OBV اشاره‌کنیم.

سخن پایانی

یکی از اصلی‌ترین و حائز اهمیت‌ترین ابزارهای مورداستفاده توسط تحلیلگران بازارهای مالی، واگرایی است که این افراد از آن جهت تخمین روند قیمتی سهام یا یک دارایی استفاده می‌کنند. اساساً تشخیص در تحلیل تکنیکال به کمک اندیکاتورها و روندهای قیمتی انجام می‌شود؛ هرچند واگرایی در عکس مسیر حرکت قیمت رخ می‌دهد و سود زیادی را نصیب تریدرها می‌کند، ولی همواره بایستی این احتمال را داد که مسیر حرکتی کامل نشود و نتوان به‌درستی واگرایی را تشخیص داد. ازاین‌رو نبایست مبنای تریدها و تحلیل‌ها را تنها بر روی واگرایی قرار داد و بایستی در کنار آن از دیگر ابزارهای تحلیل تکنیکال نیز بهره برد.

1 نظر
  1. mohamadjavad می گوید

    🤔🤦

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.