ورود شمشیر دولبه‌ای به‌نامِ وال‌استریت به بیت‌کوین

6

سلام به همراهان عزیز مجموعۀ برنامه‌ریزی مالی و آکادمی G2O

شکی نیست که وال‌‌استریت (Wall Street) بالاخره به بیت‌کوین و ارزهای کریپتو روی آورده و آنها را با آغوش باز پذیرفته است. تنها به چند نمونه از خبرهای 36 ساعت گذشته توجه ‌کنید:

  1. استیو کوهن (Steve Cohen) رئیس و مدیرعامل میلیاردرِ شرکت Point72 به‌دنبال استخدام رئیس برای بخش کریپتوی شرکت است.
  1. سرمایه‌گذار افسانه‌ای جرج سوروس (George Soros) بعد از سال‌ها زیر نظر داشتن توکن‌های دیجیتال به معاملات بیت‌کوین روی آورده است.
  1. 650 بانک آمریکایی از طریق شرکت NYDIG و NCR به 24 میلیون مشتری خود، خدمات فروش بیت‌کوین ارائه می‌دهند.

هر یک از این خبرها در سال‌های گذشته خبر مهمی در صنعت به‌حساب می‌آمد و سر و صدای زیادی به پا می‌کرد. اما اکنون آن‌قدر اتفاقات زیادی در جریان است که تقریباً به‌هیچ‌وجه نمی‌توان از تمام آنها مطلع بود.

چیزی که برای من جالب است این است که وال‌استریتی‌ها صرفاً دارند مدل تجاری کسب‌وکار کنونی‌شان را در دارایی‌های کریپتو پیاده می‌کنند. این کارشان را می‌توان به‌نوعی یادآور این جملۀ مشهور دانست: «‌اوضاع هر قدر هم تغییر کند، هیچ فرقی نمی‌کند.» تریدرهای صندوق پوشش ریسک (hedge fund traders) صرفاً مجذوب نوسانات بالای این بازار شده‌اند و  فرصت انجام معامله و ترید آنها را وسوسه کرده است. بانک‌ها مجذوب ایدۀ فراهم کردن همان خدمات بانکی به جمعیت جوان‌تری شده‌اند که از این دارایی‌های جدید انتظار پیش‌پرداخت، وام و بازده دارند.

شرکت‌های بیمه در صدد تامین خدمات بیمه و بیمه‌نامه هستند. و هدف وام‌دهندگان این دارایی‌ها، استفاده از این دارایی‌ها برای تامین و عرضۀ وام به مشتریان‌ است. می‌توانم صدها نمونۀ دیگر برایتان بگویم. شاید به نظر اهمیتی نداشته باشد اما از تمام این‌ها می‌توان یک نتیجۀ بزرگ گرفت- اکثر شرکت‌های وال‌استریت تجارت‌ جدیدی را آغاز نمی‌کنند بلکه یک کلاس داراییِ (asset class) جدید به حوزۀ تجارت قبلی خود اضافه می‌کنند.

اهمیت این موضوع در چیست؟

این موضوع به این نظریه که شاهد خلق یک سیستم مالی نوین هستیم جان تازه‌ای می‎بخشد و به آن اعتبار بیشتری می‌دهد. برخی نام‌های جدید مثل BlockFi/Coinbase/FTX  و برخی نام‌های آشنا مثل Fidelity/Goldman/Point72 بیشتر شنیده خواهند شد. اما کاربران به هر روشی که بتوانند به سود برسند، به دارایی‌های جدید روی آورده و در نهایت از آنها برای کسب پول استفاده می‌کنند.

چنین کاری هم مزایا دارد و هم معایب. مزایای آن این است که پذیرش و محبوبیت این دارایی‌ها احتمالاً سر به فلک می‌کشد، بسیاری از دارایی‌های کریپتو ارزشمند می‌شوند و بازارها به‌طرز چشمگیری نقدینگی بیشتری پیدا می‌کنند. برای برخی‌ها در سراسر جهان خلق ثروت مادی (material wealth creation) نیز صورت خواهد گرفت؛ در حالی‌که برخی دیگر از این دارایی‌های نوین برای محافظت از خود در برابر عوارض محرک‌های بی‌سابقۀ پولی استفاده خواهند کرد.

معایب آن این است که تمرکززدایی، خودمختاری و قدرت مطلق صنعت به‌تدریج از بین خواهد رفت. هر چه این دارایی‌ها در وال‌استریت محبوب‌تر شده و پذیرش بیشتری پیدا کنند، احتمال این‌که ناظرین و دولت‌ها سعی کنند قوانین سیستم سنتی را در آن پیاده کنند بیشتر می‌شود. اگر معتقدید بیت‌کوین و سایر دارایی‌های کریپتو پیروِ اتوس‌های خاصی هستند، باید به‌خاطر بسپارید که اهداف سیستم جدید 180 درجه با سیستم سنتی تفاوت دارند.

همچنین باید بدانیم که تریدرها تنها به‌دنبالِ یک موقعیت خاص در بازار نیستند. آنها تنها برای حضور در موقعیت خرید (long) و قرار گرفتن در یک معاملۀ لانگ در بازار نیستند. پس می‌توان گفت اگر جرج سوروس (George Soros) که پوند بریتانیا را به زانو درآورد و شهرت جهانی پیدا کرد می‌خواست بازار را فروش (short) کند و اوضاع را به هم ریخته و بازار را مختل کند از محبوبیت بیت‌کوین می‌کاست. در حال حاضر بعید می‌دانم چنین قصدی داشته باشد و  نمی‌دانم چه برنامه‌ای هم دارد اما خوشبینی محتاطانه بسیار حائز اهمیت است.

وال‌استریت جای خوبی نیست. آدم‌های آن با هم رفیق نیستند و همه‌چیز گل‌وبلبل نیست. آنها در دنیای خشن و بیرحمانه‌ای با یکدیگر در رقابت هستند. در حقیقت اخیراً دادخواهی سنخی یا شکایت جمعی (class action) علیه بسیاری از بانک‌های مهم به اتهام تبانی و زدوبند خلافِ قانون ضدتراست فدرال (قوانینی که برای حفظ رقابت‌پذیری بازار وضع شده تا شرکت‌های انحصاری آن را تحت سلطه خود درنیاورند) مریوط به مبادلۀ نکول اعتبار یا قرارداد سوآپ (CDS pricing and trade) صورت گرفته است. واقعاً دلتان می‌خواهد بعضی از این سازمان‌ها مدیریت معاملات شما را در دست داشته باشند یا پلتفرمی برای معاملات همتا به همتای‌تان باشند؟ مطمئناً این‌طور نیست.

این حرف‌ها را گفتم چون باید فواید و ضررهای ورود به وال‌استریت را بدانیم. این اتفاق احتمالاً موجب تبلیغ و ورود کاربران بیشتر می‌شود اما بی دردسر هم نخواهد بود. حواستان باشد. هشیار باشید و از همه مهم‌تر از اهمیت تمرکززدایی، استقلال و خودمختاری آگاه باشید.

 تا مطلبی دیگر از سلسله مقالات تخصصی آکادمی تحلیل و ترید G2O خدانگهدار.

4 نظرات
  1. حمید می گوید

    این نشون میده که مشاوران قوی این اشخاص و شرکتها تونستن اینها متقاعد کنن که دنیای آینده دنیای بلاکچین هستش

    1. hamed aghajani می گوید

      بله حمید جان. ممنون از کامنت

  2. ابراهیم خلیل می گوید

    مطالب ارزشمند و در عین حال اضطراب برانگیز است، تعارض بین ترس و امید.
    با سپاس و احترام

    1. hamed aghajani می گوید

      ممنون از اینکه مقالات ارز دیجیتال ما را میخوانید و کامنت میدهید.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.